وسرانجام او رفت .به همین آسانی من از دستش راحت شدم حالا می توانم نفس بکشم ورها باشم می دانید من از دست چه کسی آزاد شدم ؟ من از خود قبلی ام جدا شدم من از دیدهای منفی و نگرانی های خودم رها شدم .من خود مانعی بر سر راهم بودم ولی حالا من آزادم وتبدیل شدم به آدم جدید .هر لحظه فرصتی است برای تولدی دوباره و تو ای انسان این قدرت را داری که بارها و بارها متولد بشی چشمهایت را ببند و باز کن انگاه بگو من دیگه آدم قبلی نیستم.خدا زیباست دنیا زیباست ومن نیز زیبا هستم ودر زیبایی ها حرکت می کنم هرچند اگر اطرافم را سیاهی ها پر کرده باشند.
جمعه سوم آبان 1387 توسط فروغ جاشویی |
تاریک ترین لحظه ها می تواند بذر روشن ترین فرداها را در خود داشته باشد. از لبرستام عاشق شدن ساده است اما عاشق باقی ماندن به مراتب دشوار تر است . منم فروغ یک منجم ، ماجراجو نويسنده و...... يك عاشق فراموشكار .عشقم هيچ كسي نيست جز كسي كه توي دلم است .خدا.